خرید بک لینک
صبح ها قرار گذاشتم با خودم که قبل از 8 بیدار باشم و سحرخیز بشم کم کم. امروز قبل 8 بیدار شدم ولی قبل 8 از تخت بیرون نیامدم. صبحانه خوردم، دوش گرفتم و به سمت باء روانه شدم که امروز قرار بود آب نارنج بگیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس رفیعی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 23:54

امروز بیشتر به html یادگرفتن گذشت و زبان هم خوندم کمی و تمرین هم رفتم که به دلیل تعداد کم برگزار نشد و الان هم خیلی خسته ام دلیلش هم نمیدونم چیه با وجودی که اصلا فعالیت بدنی هم نداشتم به اون صورت
فردا میخام خیلی با برنامه باشم و بترکونم ایشالا
فعلن...

برچسب: نویسنده: آرتمیس رفیعی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 23:54

2تا ضربدر قرمز تو تقویم امروز 3امین روز اسفنده و تقویم رو میزیم 2تا ضربدر قرمز داره البته دیروز 2تا خورد که در کل میشه 3تا(دیروز باید 2تا ضربدر میزدم) و بیشترین چیزی که ترقیبم کرد بیام اینجا همین به رخ کشیدن و عبرت گرفتن ازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس رفیعی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 23:54

مهمان داریم چه مهمانی امروز مثل دیروز و پریروز به وب خوندن گذشت و ناهار برنج پختن (با این ظرفی که من دارم همش خام از آب در میاد برنجهام) و شب هم خرید از کوروش و شام همبرگر و برنج خام خوردن خلاصه کل امروز بدون یه نفر.مهمان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس رفیعی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 23:54

صب ساعت 7:15 ساعتم زنگ خورد یه اسنوز کردم دفعه دوم ساعت 7:20 دیگه پا شدم. کل کتری که دیشب پر کرده بودم رو گذاشتم رو گاز (البته قبلش رفتم به رست روم) و تا جوش بیاد چندتا متن انرژی بخش خوندم و کتری که جادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس رفیعی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 23:54

very fast and shortامروز تقریبا طبق برنامه پیش رفتم تا این 2ساعت پیش که یکم عقب افتادم واسه همین اینجارو خیلی سریع میرم که به بقیه کارام که شامل کتاب و تمرین خط میشه برسم. امروز صب یکم وب و درس بعد ناهار بعد 1ضرب رفتم سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس رفیعی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 23:54

سعدیدیشب رفتم فروشگاه کوروش آهنگ گلی مسیح و آرشAP گذاشته بود اومدم خوابگاه دانلودش کردم همش گوش میدادم همینو بعد شب هم میخاستم بخابم همش میخوندم. نمیدونم واس این بود یا 1چیز دیگه ولی دیشب اگر هم خوابیده بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس رفیعی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 23:54

خیلی وقت ها فک میکنم چقدر اینجا تنهام و اصلا سرگرمی ندارم و هیچ برو بیرونی نمیرم اصلا ولی از یه دم این هوا و طبیعت عالی شیراز از یه دم انرژی خوب و حس خوب، محوطه خوابگاه و کسایی که به فکرمن هستن و ... کلی بهم انرژی میده و عمیقا احساس خوشبختی میکنم و واقعا از این انرژی و خدا ممنونم. کاشکی بتونم کاری کنم بقیه هم همینجوری این احساس خوشبخت بودن رو بکنن و لذت ببرن از زندگی

برچسب: نویسنده: آرتمیس رفیعی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 23:54

صادق صداقت!!(صادق هدایت بود اون).امروز 4شنبه سوری بود و هست. خیلی تعریف کردن و گفتن فلان خیابون خبره و پلیس داره و.... ولی رفتیم، هیچی نداشت نه پلیس نه آتیش کلا هیچ خبره بزرگ و آنچنانی نبود ولی صادق!!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس رفیعی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 23:54

به نام خداسلامامروز اولین روز وبلاگه منه یا ماست. دلیل ساخت وبلاگ هم کاملا یهویی بود. داشتم تمرینات مهندسی نرم پیشرفته رو انجام میدادم که به ذهنم زد زادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس رفیعی تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1396 ساعت: 2:45

شب دوم بعد از افتتاحه وبلاگ یا الان دیگه صبه خیلی زوده سوم یا بامداده سومهبرنامه ریزی باید داشت برای کارها و طبق برنامه پیش رفت. اونوقته که موفقیت معنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس رفیعی تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1396 ساعت: 2:45

امروز روز دوم از ترم دوم ارشدم بود که باید روز سوم میبود (میبود از نظر ادبی درسته آیا؟) چون روز اول دیر رسیدم سر هیچ کلاسی نرفتم واسه همین روز اول رو ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس رفیعی تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1396 ساعت: 2:45

صفحه بندی